جشن تولد 2 سالگی
به لطف خدا ؛ روزای سخت گذشتن و اون روزی رو که از چندین ماه قبل منتظرش بودم از راه رسید.من همه سعیم رو کردم که یک جشن خوب برای الینا ترتیب بدم؛ ولی دقیقا چند روز قبل از جشن تولد؛ چند تا مهمون از شهرستان داشتم و دایی عزیزتر از جانم هم شب قبل از تولد از آمریکا اومد و حساااااااابی مشغول مهمون بازی شدیم ویه کم خسته بودم و باز هم مثل سال قبل؛ یه سری از تدارکات فراموش شدن!!!!!!!!مثلا یک نمونه اش شمع های رنگین کمانی بود که با عشق واسه میز شام خریده بودم و فراموش شدن! و یکی دوتا از خوراکی ها! ......ولی خدا رو شاکرم به خاطر همه مهربونی هاش...به خاطر خوب شدن پای الینا و هزاران لطف دیگرش....اصلا هزار تا بوس برای خدا جونم کارت دعوت تزئینات من...
نویسنده :
مریم
20:34



